تبلیغات
برکه ی اخلاص - ناگفته‌های نماز شهید رجایی از زبان همسر
اطلاعیه
کتابخانه سایت فعال شد دوستان و کاربران عزیز به دلیل برخی مشکلات و انتقال سرورهای سایت بلاگفا به مکان جدید تا اطلاع ثانوی امکان آپدیت کتابخانه وجود ندارد از صبر و شکیبایی شما متشکریم
ناگفته‌های نماز شهید رجایی از زبان همسر
روش آقای رجایی برای بیدار كردن بچه‌ها برای نماز صبح با توجه به اینكه در سن نوجوانی معمولاً خواب بچه‌ها قدری سنگین است و به خصوص خواب صبح كه شیرین هم هست، این بود كه بالای سر بچه‌ها می‌ایستاد و با شوخی و با صدای بلند می‌گفت، بلند صحبت نكنید كه بچه از خواب بیدار می‌شوند! بچه‌های ما بین 6 تا 10 سال سن داشتند و چون خودشان هم مایل بودند و ذوق داشتند، لذا بلند می‌شدند. تأكید آقای رجایی این بود كه قبل از اینكه آفتاب بزند، آنها بیدار شوند. اگر می‌دید آنها بیدار نمی‌شوند، بالای سر آنها می‌نشست و با محبت و شوخی شانه‌های آنها را مالش می‌داد و با آنها حرف می‌زد كه با لطافت و ملایمت بیدار شوند و بنشینند. بعد كه بلند می‌شدند شانه آنها را می‌گرفت و آنها را تا نزدیك دستشویی همراهی می‌كرد و قبل از رسیدن به دستشویی با شوخی یك ضربه ملایم با كف دست به پشت آنها می‌زد! با این روشهای بسیار عاطفی و توأم با مهر و محبت می‌خواست فرزندانش به نماز عادت كنند و از این امر هم خاطره تلخی نداشته باشند.



خیلی به ندرت پیش می‌آمد كه آقای رجایی پس از نماز صبح بخوابد. پس از اذان صبح كه از خواب بیدار می‌شد تا نماز بخواند، دیگر نمی‌خوابید، مگر اینكه مهمان داشته باشیم یا برنامه‌ای پیش می‌آمد كه دوباره بخوابد. بعد از نماز و قرآن قدری ورزش می‌كرد و بعد می‌رفت نان می‌خرید.



آقای رجایی همشه قبل از ناهار نماز می‌خواند. حتی اگر غذا آماده بود ایشان اول نماز می‌خواند. اگر گاهی كاری پیش می‌آمد كه نماز ایشان را از اول وقت كه به آن خیلی معتقد بود به عقب می‌انداخت می‌نشست و بررسی می‌كرد كه چه عاملی باعث شده برنامه او اینقدر طولانی بشود كه نماز او را هم تحت تأثیر قرار بدهد و كاری می‌كرد كه برنامه‌هایش در نمازش اثری نگذارد. اگر گاهی این وضع پیش می‌‌آمد ایشان به تلافی این امر ناهارش را نمی‌خورد تا اینكه اول نماز بخواند. با خدا عهد كرده بود كه برای جریمه برای دیر نماز خواندن دو روز روزه بگیرد.



خیلی پر كار بود. در مدت 20 سال كه با او زندگی كردم، خیلی كم و به ندرت اتفاق افتاد كه پس از نماز صبح بخوابد. اگر هم چنین حالتی برای او پیش می‌آمد خیلی خودش را سرزنش می‌كرد كه دفعه بعد این كار را تكرار نكند.



از چیزهایی كه اول ازدواج خیلی نظر مرا به خود جلب كرد این بود كه می‌دیدیم كه شب جمعه‌ای نیست كه آقای رجایی دعای كمیل را نخواند. مادر ایشان سواد نداشت، اما بعضی از دعاها را از حفظ بود. آقای رجایی با بلند خواندن دعا برای مادرش این امكان را فراهم می‌كرد تا او هم دعاها را بخواند. نحوه دعا خواندن او روی ما تأثیر خاصی داشت تا جایی كه وقتی به زیارت می‌رفتیم من به ایشان می‌گفتم كه زیارتنامه را شما بخوانید. چون خواندن شما روی من اثر دیگری می‌گذارد كه در خواندن خودم نیست. در ماه رمضان هر شب دعای افتتاح را می‌خواند. در ابتدای ازدواج نمی‌دیدم نماز شب بخواند، اما بعد از دو سه سال شاهد نماز شب او بودم. هر روز صبح چند آیه قرآن می‌خواند و بیشتر روی آیات و تفسیر آنها فكر می‌كرد. تفسیر مورد علاقه او تفسیر پرتوی از قرآن و المیزان بود.



چون مادر آقای رجایی وصیت كرده بود كه پنج سال برای او نماز بخوانند و روزه بگیرند، آقای رجایی به خاطر اینكه این فشار تنها به برادر بزرگشان وارد نشود، هر چند از لحاظ شرعی قضای نماز و روزه مادر حتی به پسر بزرگ‌تر هم واجب نیست چه رسد به پسر كوچك‌تر، ولی ایشان به برادر بزرگشان پیشنهاد كردند كه هر یك از آنها دو سال برای مادرشان نماز و روزه بخوانند و بگیرند و یك سال باقی مانده را هم بین خواهرانشان تقسیم كردند. در این دو سال می‌دیدم كه صبح و ظهر و شب، ایشان نماز قضای مادرشان را می‌خواند و هر
پنجشنبه را هم روزه می‌گیرد .




طبقه بندی: نماز شب و شب زنده داری، نقش نماز در هشت سال دفاع مقدس، داستان‌های نماز، خاطرات نماز، شیوه‌های دعوت به نماز، نماز در دوران اسارت آزادگان عزیز،
برچسب ها: نماز، شهید رجایی، نماز شهید رجایی، دعوت، دعوت به نماز، شیوه های دعوت به نماز، نماز شهدا،

تاریخ : سه شنبه 11 فروردین 1394 | 05:42 ب.ظ | نویسنده : .. کریمی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
your-alt
با قرار دادن لوگوی ما در سایت یا وبلاگ خود از ما حمایت کنید

برکه ی اخلاص---->وبلاگی جامع با موضوع نماز

?